داستان دختر دانشجو و تجاوز مسافرکش جهنمی

داستان دختر دانشجو و تجاوز مسافرکش جهنمی

پسران جوان که به دختر دانشجو تجاوز کرده بودن در انتظار چوبه دار هستند .

ماجرا چه بود و از کی شروع شد که سال ۹۷ کشیده شده ؟

سال ۹۳ بود که یه دختر ۱۹ ساله دانشجو با وضعیت ظاهری آشفته و ناراحت وارد کلانتری شد و عنوان کرد که دو پسر جوان اول اونو دزدیده و بعد مورد تجاوز جنسی قرار دادن .

دخترک بیچاره خیلی ترسیده بود و را اضطراب و وحشت خاصی داستان و ماجرا رو تعریف کرد .

اون گفت : اونایی که تو ماجرا بودن ۴ نفر بودن اما ۲نفرشون به من تجاوز کردن.

من دانشجوی ورامین هستم و اون روز هم میخواستم از دانشگاه به خونه برگردم که کنار خیابون یه مسافرکش پراید کنارم ایستاد .

سوار شدم و بعد تو ادامه راه یه نفر دیگه هم سوار ماشین شد ، خب تا اینجاش طبیعی بود .

بعد از مدتی من از راننده خواستم که نگه داره تا پیاده بشم که ناگهان اون مردی که کنارم نشسته بود و تازه وارد شده بود با چاقو تهدیدم کرد و نذاشت از جام تکون بخورم.

اولش با خودم فکر کردم دزد هستن و موبایل و پول میخوان که وقتی بهشون گفتم پول و موبایلمو بردارید قبول نکردن .

بعد منو بردن به یک خونه خالی و به شدت بهم من تجاوز کردن و از کار کثیفشون فیلم برداری کردن . انقدر حالم بد بود که میخواستم همونجا خودکشی کنم اما به هیج عنوان توان نداشتم .

بعد دو پسر شیطان صفت تماس گرفتن با دوتای دیگه از دوستاشون تا بیان و اونها هم به من تجاوز کنن !

وقتی نفر سوم امد اول وانمود کرد که میخواد به من تجاوز کنه و از دوستاش خواست که اتاق رو ترک کنند .

وقتی دوستانش رفتن به من گفت که چون حال و روز آشفته منو دیده دلش سوخته و کمک کرد لباسمو بپوشم و بعد هم کمک کرد تا فرار کنم .

انقدر حالم بد بود که به سختی تا خونه رفتم . بعد هم با خوانوادم مشورت کردم و تصمیم گرفتم که شکایت کنم ازشون .

با توجه به صحبت های دختر ۱۹ ساله ، اداره آگاهی وارد شد و به راحتی مرد جوانی که دخترک را نجات داده بود شناسایی و دستگیر کرد .

مرد ناجی توضیح داد که  : دوستانم به اسم کامبیز و رامین به من تلفن زدن و گفتن یه دختر دانشجو آوردن که به خاطر گرفتن پول حاضره رابطه جنسی داشته باشه و منم وسوسه شدم و به منزلشون رفتم .

اما وقتی رفتم اونجا دیدم اینطور نیست و دختر بیچاره انقدر گریه کرده بود که اصلا حال خوبی نداشت . منم تصمیم گرفتم کمکش کنم و

کمکش کردم لباسهاشو بپوشه و بعد هم یواشکی فراریش دادم .

بعد از این صحبتها پلیش کامبیز و رامین رو دستگیر کرد . کامبیز تو میدان تره بار کار میکرد و متاهل هم بود اما میگفت فقط برای تفریح و لذت این کارو کرده و فکر نمیکرد انقدر ماجرا مهم باشه !!

بعد از مدتی در دادگاه رامین و کامبیز مدعی شدن دختر دانشجو خودش میخواسته رابطه داشته باشه اما با توجه به صحبت های پسر جوان که نجات دهنده دختر بود ، تجاوز به عنف ثابت شد و حکم اعدام برای جوان های شیطان صفت صادر شد .

ناجی دخترک هم کاملا تبرئه  شد .

آسیب شناسی داستان دختر دانشجو و تجاوز مسافرکش جهنمی :

اول دختر دانشجویی که تنها مسیرهای خلوت رو طی میکنه باید خیلی مراقب باشه سوار هر مسافرکشی نشه

دوما جوونهایی که یکیشون متاهل هم بوده ! تجاوز خشنی میکنن به دختر بیچاره و این نشون از بیماری روحی بخشی از جامعه داره که با وجود تاهل بازهم هوسهای جنسی خودش رو حاضره حتی با تجاوز به زنان و دختران ارضا کنه ! این بسیار خطرناکه

اینکه در لحظه شهوت به هیچ عنوان نتونه کنترلی روی خودش داشته باشه و ممکنه حتی به دختر بچه و یا هر وسیله ای برای ارضائ شهوت خودش تجاوز کنه

جوون ناجی با اینکه مجرد بوده اما همون چیزی رو داشته که اون دو جوون دیگه نداشتن و اون انصاف و مردونگی بود که درحالی که میتونس لذت جنسی خودش رو از دختر ببره اما دلش سوخت و به اون کمک کرد و نجاتش داد .

حلقه گم شده این ماجرا ضعف در وجدان انسانی بخشی از جامعه هست .

عموم افرادی که مرتکب این جنایت ها می شوند از ضعف ایمان و اعتقادات مذهبی هم رنج میبرند .

پس جای تعجبی ندارد هزینه های میلیاردی در ترویج فساد و فحشا که اولین نتیجه آن آسیب اجتماعی در کشور ماست .